|
صفحه اصلی |
آرشیو مطالب | ارتباط با من | خانگی سازی | اضافه به علاقه مندی ها | سایت رسمی باشگاه پرسپولیس | خبر گذاری رسمی پرسپولیس
اطلاعیه!!
با توجه به کارشکنی های چند وقت اخیر بلاگفا و عدم سرویس دهی درست به کاربران من به آدرس جدیدی کوچ کردم. www.iran-persepolis.persianblog.ir دوستهای عزیزم که لطف کرده بودند و به من لینک داده بودند لطفا آدرس و اسم وبلاگم رو تصحیح کنند در لینکستان وبلاگشون. اسم وبلاگ: ایران سبزم...پرسپولیس رویاهایم... یک دنیا ممنون! نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 توسط ღ♥ღ مژي ღ♥ღ | لينك ثابت ۱۸تیر هم آمد و رفت... ۱۸ تیر رفت برایم جز یکی از بهترین روزها!! ثبت میکنم در حافظه ام شهامت و همدلی سبز مردم را!! عشق کردم!! از اینکه دست هم را میگرفتند!! سیگار در چشمان سرخ و اشک آلود از اسپری فلفلمان فوت میکردند و بهم آب تعارف میکردند!! من افتخار میکنم که فرزند ایرانم!! و فرزند این پایتخت سبز! این هم بگم که حضور گارد و یگان ویژه بیشتر از هر روز مشهود بود. اما برخوردها حداقل در مکانهایی که من بودم به نسبت شنبه خونین خیلی کمتر بود. شلیکی هم اگر صورت گرفت هوایی بود. باتوم نخوردم ولی...!! در تجمع خیابان کارگر و پشت گُله گُله آتش و در مقابل گاردی ها که در خیابان انقلاب بودند مشغول سنگ پراکنی بودم که...!! یک آقا پسر سبزپوش لطف کرد و از پشت سنگ توی دستش رو با تمام قدرت و شتاب ممکن کوبید تو ستون فقرات من!!! صدبار گفتیم آنهایی که دیدشان و هدف گیریشان خوب است برای پرتاب سنگ ردیف اول بایستند ها!!! گوش نمی دهند که! همونجا نشستم و یک گاز اشک آور هم لطف کرد و اومد در ۱۰متری من افتاد!!! اگر اون دوتا پسر نبودند که کمکم کنند منم نبودم الان!! یک عالمه ممنون از بچه های باغیرت اصفهان که تا حالا پا به پای ما که نه!! یک قدم عقبتر از ما اومدند ولی!! دمتون سبز!! راستی!! مرسی از دوست جونم، ایستگاه طرفداران میرحسین!! ممنون! بابت این آرم "ندا" ... "الله اکبر" ******************************************************** به نام حضرت دوست سلام ، امیدوارم این چند خط نوشته با وجود نقصان در ادبیات نوشتاری نگارنده موثر افتد و گویای احوالات فردی باشد که تا پیش از این سرش را برای نظام و وطن می داد و از این پس نیز راسختر از قبل در راه سربلندی موطنش گام بر می دارد. رای من به احمدی نژاد به خاطر باوری بود که در جای جای روحم رسوخ کرده بود و می پنداشتم این شخص همان ناجی مملکت از باتلاق فساد و آقازاده پروری است. صبح که بیدار شدم خواهرانم را به همراه مادر بهت زده جلوی تلویزیون یافتم. به خصوص آسیه خواهر کوچکترم که رای اولی بود با بغض به ارقام صدا و سیما می نگریست. آمنه گفت تبریک باقالی! حتی اینجا هم تقلب کردین. یک سی دی به من داد گفت خواهشا این را در منزل دوستانت ببین تا بیشتر بفهمی و چشمانت باز شود. چهار سال جهنمی در انتظارت است! من به چشم دیدم مسلسل ها ی بیشمار و گلوله هایی که درست به هدف می خوردند. ****************************************************** نامه ای به رئیس جمهور، میرحسین موسوی سلام آقای رئیس جمهور! «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب/که باغ ها همه بیدار و بارور گردند» دیدی برادر؟ بچه ها کتک خوردند. بچه ها دستگیر شدند. بچه ها گلوله خوردند. بچه ها مردند. میرحسین، آقای رئیس جمهور، برادر، پس شب آفتابی کجاست؟ یادت می آید برادر، انتخابات نزدیک بود و ما سبز شده بودیم، آن روزها هنوز هر سبزی جرم نبود برادر. سبزینه جرم نبود. خیار رم نبود! و کلروفیل معنای فحش ناموسی نمی داد! آری اینچنین بود برادر که مردم رفتند پای صندوق های رای و صندوقدار، طنزهای مرا نخوانده می خندید و ما نمی دانستیم روزی از خنده او گریمان خواهد گرفت برادر. آری اینچنین شد برادر که رای ها را با سیستم راگیری کردان شمردند. صندوق ها را خزان زد اما ما سبز ماندیم در روزهایی که بخشنامه کردند که تره و جعفری هم باید سه رنگ برویند و نعناع و پونه هم سر از اوین درآوردند! آری اینچنین است برادر که این روزها وقتی در خیابان راه می رویم از هر دو نفر، یکی باتوم دارد و سپر دارد و کلاه خود دارد و کسی اگر به دوستی بگوید دلت سبز، می برندش تا اعتراف کند خودش یک پا رژیم صهیونیستی است! برادر، میرحسین، آقای رئیس جمهور! تو بیانیه دادی، خاتمی بیانیه داد، کروبی بیانیه داد، آیت الله طاهری بیانیه داد، آیت الله صانعی بیانیه داد، محققین و مدرسین حوزه علمیه قم بیانیه دادند و مردم ... بیانیه هایشان را صفحه به صفحه زیر باتوم ضربه به ضربه خواندند و ... «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب» گمان می کنم سال بعد اعلام کنند بهار سبز یک فصل سرسپرده و عامل بیگانه و جاسوس است. بیخود می کند هر درختی که بخواهد سبز شود. بعد هم زمستان را تمدید دوره می کنند! ما هم می رویم کوه و در برف سرود می خوانیم پس تو هم «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب» می دانی آقای رئیس جمهور، میرحسین، برادر! تاریخ ما می گوید ما اگر زورمان به سلطان «محمود» ها نرسد می رویم شاهنامه می نویسیم. این را از فردوسی بپرس و شاهنامه را بخوان، «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب» (( ابراهیم رها )) نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388 توسط ღ♥ღ مژي ღ♥ღ | لينك ثابت | ۱۸تیر هم آمد و رفت...
۱۸ تیر رفت برایم جز یکی از بهترین روزها!! ثبت میکنم در حافظه ام شهامت و همدلی سبز مردم را!! عشق کردم!! از اینکه دست هم را میگرفتند!! سیگار در چشمان سرخ و اشک آلود از اسپری فلفلمان فوت میکردند و بهم آب تعارف میکردند!! من افتخار میکنم که فرزند ایرانم!! و فرزند این پایتخت سبز! این هم بگم که حضور گارد و یگان ویژه بیشتر از هر روز مشهود بود. اما برخوردها حداقل در مکانهایی که من بودم به نسبت شنبه خونین خیلی کمتر بود. شلیکی هم اگر صورت گرفت هوایی بود. باتوم نخوردم ولی...!! در تجمع خیابان کارگر و پشت گُله گُله آتش و در مقابل گاردی ها که در خیابان انقلاب بودند مشغول سنگ پراکنی بودم که...!! یک آقا پسر سبزپوش لطف کرد و از پشت سنگ توی دستش رو با تمام قدرت و شتاب ممکن کوبید تو ستون فقرات من!!! صدبار گفتیم آنهایی که دیدشان و هدف گیریشان خوب است برای پرتاب سنگ ردیف اول بایستند ها!!! گوش نمی دهند که! همونجا نشستم و یک گاز اشک آور هم لطف کرد و اومد در ۱۰متری من افتاد!!! اگر اون دوتا پسر نبودند که کمکم کنند منم نبودم الان!! یک عالمه ممنون از بچه های باغیرت اصفهان که تا حالا پا به پای ما که نه!! یک قدم عقبتر از ما اومدند ولی!! دمتون سبز!! راستی!! مرسی از دوست جونم، ایستگاه طرفداران میرحسین!! این تبلیغات بلاگفا رو این بالا ببندید و آرم زیرش رو ببینید!! حتما! "الله اکبر" ******************************************************* از کجا بنویسم؟؟ از روزهای کودکی که مدام کنار تو و با تو گذشت؟ یا از بعدترها که تمام شیطنت ها و حرفهایم برای تو بود؟ یا از حالا که همه بغض ها و رازها برای تو فاش می شود؟ همه را خودت از بر هستی!!می دانم!! حتی اینکه... تو برایم از مامان و بابا هم عزیزتری! اینکه وقتی آنها نیستند تاب میاورم به شرط حضور تو! ولي حتي آن ۳روزي كه تو براي عملت در بيمارستان بودي، من... نه!! نه!! نه!! واژهي خواهر تعريف نميكند اين حجم عظيم از احساسي كه من به تو دارم! اينكه همه جا براي من پا به پاي من آمدي... و اينكه اگر تو نبودي شايد الان من هم راهم اين نبود... براي از تو نوشتن حالا واژه كم مياورم... براي اولين بار ناتوان شدم از توصيف حس من و حضور تو! بهترين خواهر دنيا!! مريم خود خود من! تولدت مبارك.... سادهي ساده مثل خودت.... **************************************************** فكر کردی يادم رفت تو رو؟؟ مگه ميشه؟ كسي كه من اولين دوستش با پرسپوليس بودم! كسي كه يك مدت رفت و گمش كردم! اما حالا دوباره پررنگتر از قبل هست تو روزهام! و حتي تو شبهايي كه دلتنگي همه وجودم رو گرفته!!! كلي خاطره دارم باهاش حالا!! از منصوري و حرفهايش تا سپهر و سوتي اين عسلي من و تيكههاي سپهر به من!! آيس پك!!! ناهيد عسلي؟ تمام آرزوهاي خوب، تمام آرزوهاي سرخ و البته سبزترين آرزوهاي ممكن براي وجود خوب و سرخ و سبز تو!! منم دل دل ميكنم براي زيارت امام رضا (ع) و تو البته!! ميام!! قول! تولدت مبارك ناهيد عسلي من!! *************************************************** فردا...مهمترين روز تابستان هست براي من و خيليها!! همه ميدانند چرا! دعام كنيد!! اگر قرار هست بنشينيد در منزل حداقل ما و بقيه جوانها را دعا كنيد!!! اما چندتا نكته: ۱.گل سرخ به همرا داشته باشيد. ۲. از پوشيدن لباسهايي با رنگ خاص خودداري كنيد. ۳.از آرايش زياد مو و صورت خودداري كنيد تا نتوانند به ما فرزندان انقلاب كه در پي باز پس گرفتن ارزشهاي انقلاب هستيم تهمت بزنند. ۴.شعارهاي ديني مثل "الله اكبر" را با قدرت بيان كنيد.(براي افزايش قوت قلب) ۵.از شعارهاي تحريكآميز بپرهيزيد. بهترين شعارها "الله اكبر" و "ياحسين...ميرحسين" است. ۶. به علت آلودگی هوا استفاده از ماسک هیچ مشکلی ندارد. حتما ماسک به همراه داشته باشید. ۷. حتما پاکتی سیگار برای فوت کردن در چشم اطرافیان هنگام زدن گاز اشک آور با خود بیاورید. هزار بار سوخت ما را حريق حادثه تا مرز خاكستر ولي... ما نسل سيمرغيم كه از خاكسترش هم ميگشايد پر!
ما مردمانی هستیم با دستان خالی و آنها سرکوبگرانی هستند که تفنگ در دست دارند... پس آنها زودتر خسته می شوند. نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 توسط ღ♥ღ مژي ღ♥ღ | لينك ثابت | در آستانه ۱۸تیر، smsها دوباره قطع شد!!!
این است آزادی نزدیک به مطلق! *************************************************** با اون همه اتفاقاتی که دیروز برام افتاد تصمیم داشتم بیام و آپ کنم اما دوست داشتم پگاه زندگیم بیاد و پست قبلی رو بخونه! امروز اومد و خوند بالاخره! حالا ۲۴ ساعت از اون دیروز لعنتی گذشته!! دیروزی که دیگه هیچوقت نمیذارم تکرار بشه تو زندگیمون!! چقدر دیروز خوندم این شعر رو!! و چقدر دوستش دارم! ساده باید بنویسم امشب از تو و خاطره هایی که گذشت تا که فردا همه آواز مرا لمس کنند باید از درد بگویم! از همان لحظه سرد... که به خاموشی فانوس نگاه تو مرا عادت داد و فراموشی عشق چه عذابی دارد... من به خود میگفتم تو همان قله سرشار غروری که مرا به چراغانی مهتاب و صدا خواهی برد و چه اندیشه من کودک بود، مثل امروز که هست لحظه ی سرد تو بودی و سکوت و من و حس غریبی که پر از خواهش بود! آه! بی فایده بود! هرچه از شهر نگاهم به تو می فهماندم که من از لحظه هجرت چه هراسی دارم و تو شاید آن روز که به اندازه تنهایی من غمگین بود راه چشمان مرا گم کردی... سعی کردم به نگاهت حرفی بزنم، تو نگاهت را می دزدیدی باز در لحظه خود می مردم... همه چیز بوی پایان می داد به جز احساس پریشانی من... و غروری که نمی فهمیدم... سخت تنها بودم... آن زمان هم حتی تو و آن واژه هیچ و نگاهی که پر از سادگی پنهان بود بهترین حادثه من بودید!! خوب من!! معنی عشق!! من به خشنودی تو خشنودم..!
امیر من؟؟ مرسی بابت اینکه هنوز پرم از حس داشتنت!! مرسی از تمام بزرگواری و بخششت!! مرسی از آرامش بی مانندی که به من میدهی!! مرسی از تحمل تمام بداخلاقی ها و لوس کردنهایم!! مرسی از این حس لذتی که دارم برای فقط مال من بودنت!! مرسی از عشقی که بدون توقع نثارم میکنی!! مرسی!! امیر مژی؟؟ روز مرد مبارک تو خواستنی ترین مرد دنیا!!!!
پ.ن: برای امضا کردن طومار اعتراض به نتایج انتخابات، زندانی کردن بیش از ۱۰۰۰ جوان بیگناه و خونهای به ناحق ریخته شده پسران و دختران ایرانی به سایت زیر بروید!! به همه دوستان هم خبر بدهید! با تشکر!! http://petitions.tigweb.org/iranvote2009 نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 توسط ღ♥ღ مژي ღ♥ღ | لينك ثابت | تحریم sms را دریابید بی زحمت!! با تشکر از کران تا کران!!! *************************************************** برای امضا کردن طومار اعتراض به انتخابات و خونهای به ناحق ریخته شده جوانان ایرانی برای سازمان ملل لطفا به آدرس زیر برید و امضا کنین!! به تمام دوستانتون هم خبر بدین لطفا! با تشکر!! : http://petitions.tigweb.org/iranvote2009 *********************************************************** شعرهای من در بند قافیه نیست در بند چشمهای توست و ردیف سیاه مژگانت که از دریچه نگاهت برای من بلندترین قصیده عالم است...!! می نویسم! خط میزنم! هی! هی! تا خسته میشوم! گوشی را برمیدارم و غرق میشوم در smsهایی که از سر دوست داشتن نگه داشتمشان!! و فایلی که فقط به اسم توست! نگاه میکنم...میخندم...بغض میکنم... و خدا را شکر میکنم بابت بودنت! متحیر می مانم از این همه خوبی! -- مژده؟؟ داری منو خر میکنی؟؟ و من به جای اینکه بخندم و قند آب بشود در دلم بغض میکنم... پگاه؟؟ پگاهم؟ پس من چه بگویم؟ من به چند نفر حسودی کنم و ساکت بمانم؟؟ ها؟؟ من اگر تو نباشی... این همه حرف را...کجا بزنم پگاه؟؟ به کی؟؟ حرفهایی که حتی امیر هم نمیتواند ارامم کند در مقابلش!! یادت هست روزی که این حس را گفتم به تو؟؟ یادت هست؟؟ -- اگر بدونی چقدر قشنگ میخوام تو رو دیگه حسودی نمیکنی به کسی مژده من!! و من... غرق چه لذتی شدم!! فقط خدا میداند!! تو پگاه زندگی منی!! صدبار هم به خودت گفته ام و هم هرجا رفته ام نوشته ام که اسم تو معنی شده در زندگی من با حضورت! در همه لحظه های شادی و خوشی اول توئی که به یادم میایی!! در همه لحظه های بغض و ناراحتی توئی که کنارم حست میکنم! توئی که با دلواپسی های من نگران می شوی!! تو! تو! فقط توئی که میگویی: (( دیگه حق ندارین قهر کنین تو و امیر باهم! دلم هری میریزه پایین!)) فقط توئی که بغض دوری و ناراحتی از امیرم پیشش میشکند!و... فقط توئی که میدانی من چقدر دوستش دارم...!! ولی نمیدانم که میدانی تو را هم چقدر میخواهم؟؟ که جایگاهت در زندگی من کجاست؟ یادت هست روزی که این را برایم فرستادی؟؟ -- اعداد ۱ و ۱۰ همیشه تو زندگیم نقش داشتن! بابا ۱مهر، مامان ۱خرداد، من ۱۰تیر، میلاد ۱۰مرداد، از طرف مامان اولین نوه ام و از طرف بابا دهمین! تولد هشت حرفی ( یادت هست پگاه؟؟ یادت هست؟؟ میدانی چه روزی ساختی برایم آن روز را؟؟ تو چه میدانی من چه کشیدم وقتی بعد از ۴سال دوستی اردیبهشت امسال آمدی تهران و من قسمتم نشد دیدنت؟؟چه میدانی چقدر اشک ریختم؟ چه میدانی یک هفته تمام با همه قهر بودم؟ چه میدانی تمام لحظه هایی که تو با الی جونم و میترا و معصوم بودی من چقدر حسرت خوردم و بغض کردم و اشک ریختم؟؟ نمیدانم چطور بگویم چقدر دلم هوایت را دارد این روزها! نمیدانی حال و روز مژی تو بین این همه دروغ و تاریکی و در عوض عشق و ایثار و شهامت و سبزی مردم تهران چقدر خراب است!! دلم نیامد دلت را بشکنم! نگفتم که روز و شب ندارم این جا! که همش با ایرانم صحبت میکنم!! دیوانه شدم انگار! پگاه زندگیم؟؟ تولدت مبارک...مبارک منی که بدون تو نیستم انگار!! دعا کن!! سهم دعای من را هم برای ایران بگو پگاهم!! که من راضیم! که من ایمان دارم به دعای تو پگاه... ************************************************** یک دوست گل دارم که... که... چی بگم؟؟ توصیف ناپذیر شده تقریبا!! امسال بیشتر از همیشه حضورش رو لمس کردم و باهاش بودم!! تو روزهای سخت تابستان ۸۷ و آموزشگاه رفتن هر روزه اگر شوخی ها و همدلی ها و بودنهاش نبود... رفتن هم طاقت نمی آوردم!! چه برسه به درس خوندن!! همدلی روزهای سبز قبل انتخابات هم که...!!! خوش گذشت!! با اون خوش گذشت بهم!! هر بار قرار گذاشتیم تجمعات بعد انتخابات رو باهم بریم و هر بار همدیگر رو نیافتیم!!!غصه این روزهای تو...غصه من و خیلی از ایرانی های وطن پرست و با شرف هست!! میسازیم ایران رو الناز!! من و تو و ما!! قول میدم بهت!الناز جونم؟؟ ۱۰تیر... تولدت مبارک دوشتم!! ************************************************** ایران من؟ ایستاده ام!! نگاه کن!! من و تمام شیرزنها و شیرمردهای ایرانی ایستاده ایم! پای حرفمان!! پای حقمان!! پای تو!! و... پای میرحسین!! پای کسی که تنها نذاشت ما را!! خالی نکرد پشتمان را!! و ما هم تنهایش نمیذاریم!! دعایمان کن ایران من! پ.ن۱: smsها وصل شد!!! به قول یکی از دوستان: sms را خدا آزاد کرد!!!! پ.ن۲: سند تقلب در انتخابات:
۱.چرا این برگه های رای تا نخورده است؟؟ ۲.شماره احمدی نژاد ۴۴ بود اما در قسمت شماره این برگه ها ۱ نوشته شده!! ۳.دست خط این آرا یکسان است! نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388 توسط ღ♥ღ مژي ღ♥ღ | لينك ثابت | این اتفاق چون خیلی خوب و هیجان انگیز شده واسم میذارمش اول مطلب!!!من و سایه توی وبلاگ غیر فوتبالی رهاجون باهم آشنا شدیم! وقتی فهمیدم سرخ هست مثل خودم کامنت گذاشتم و جواب و تلفن و حرف و...!!! خلاصه شد یک تیکه قلمبه از قلبم!!!! ************************************************* ما بی شماریم، این همان رازی بود که وقتی گفتیمش حتی خودمان هم باور نمی کردیم. حتی نمی توانستیم تصور کنیم که این " ما" تا کجا بزرگ و تا کجا بی پایان است. امروز بعد از چند ماه، این " ما" چنان تنومند و بلند قامت و استوار شده است که حالا دیگر خبر اول جهان است. ما بر تصویر کریهی که احمدی نژاد از ایران و ایرانیان ساخته بود، پیروز شدیم. امروز همه جهان باور کرده است که احمدی نژاد هیچ ربطی به ایران ندارد، که " ما" چنان کردیم که جهان امروز می داند مردم ایران با شجاعت و دلیری رای به احمدی نژاد نداده و با تمام وجودش پای انتخاب خود ایستاده است. امروز تمام جهان تصویر مقاومت تهران است در مقابل دیکتاتوری و استبداد. داستان شهامت و درایت و صلح خواهی یک ملت. ما پیروز شدیم. ما پیروز شدیم، چون توانستیم چهره ایران را از ایران احمدی نژاد به ایران مردمی مصمم برای احقاق حقوق مدنی خود تبدیل کنیم. امروز چهره ایران در جهان دیگر چهره مرد دروغگوی تندرویی نیست که جنگ می خواهد، بلکه چهره زیبای پسران و دخترانی هستند که آزادی می خواهند و می خواهند خواسته شان را به متقلبان و دروغگویان تحمیل کنند. ما پیروز شدیم، چون توانستیم یک انتخابات را به یک جنبش تبدیل کنیم، رنگ زیبای سبز را به نماد انتخاباتی تبدیل کنیم و شب های شاد خرداد 88 را به مردم ایران هدیه کنیم. مردم در آن شب ها خیابان هایی را که سالها بود از دست داده بودند، دوباره به دست آوردند، در آن خیابانها زنجیر سبزی بستند، خیابان را از سیاهی به سبزی بدل کردند، آواز خواندند و طنز را به خیابان بردند. مردمی که عادت کرده بودند در خیابان جدی و اخمو باشند، شهر به شهر خندیدند. ما جنبش سبز را ساختیم و این جنبش حالا دیگر به زور تانک و هلیکوپتر هم به خانه نمی رود. ما پیروز شدیم، چون توانستیم در انتخاباتی پرشکوه حاضر شویم و به لایق ترین کسی که در میان نامزدها بود رای بدهیم. ما لکنت و تردید و دودلی موسوی را از او گرفتیم و به او نشان دادیم که اگر از حقوق مردم دفاع کند ما هم از او حمایت می کنیم. ما به او شجاعت بخشیدیم و از او اعتماد گرفتیم. ما در انتخابات پیروز شدیم. شدت این پیروزی چنان بود که آنان مجبور شدند با تقلبی آشکار، قطع کلیه ارتباطات، با کودتای نظامی خودشان را پیروز نشان دهند. اما ما با قدرت و به دور از خشونت همانطور که گفته بودیم بر سر حرف مان ماندیم. ما پیروز شدیم، چرا که توانستیم یک رهبر یکدل و یکرنگ را به رهبران اصلاح طلب دیگر اضافه کنیم و بحران رهبری را که در سالهای اخیر جنبش اصلاحات را دچار سردرگمی کرده بود، حل کنیم. یافتن موسوی و نشاندن او بر شانه های ملتی که در کنار اوست، پیروزی بزرگ ما بود. ما پیروز شدیم، چون موفق شدیم برای نخستین بار پس از سالها مردمی همدل و همراه بسازیم، مردمی که با شهامتی بی نظیر و نظمی حیرت آور راهپیمایی چند میلیون نفری سکوت را در مقابل چشمان ایرانیان و جهانیان برگزار کردند. ما توانستیم در میان دهها هزار مامور ضد شورش بدون کوچکترین تندروی و خشونت طلبی خواست مان را بگوئیم و بر آن تاکید کنیم. ما برای همیشه پیروز شدیم، چون دیگر گفتن اینکه " مردم ایران شجاعت و پایداری ندارند" یک داستان قدیمی است. جنبش سبز شجاعت گمشده همه ماها را به ما بازگرداند. حنجره های گرفته ما بازشد و شب ها آسمان تهران و سراسر ایران طنین الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور گرفت. طنینی که هر روز قوی تر می شود. ما پیروز شدیم، چون تصمیم گرفتیم خودمان، رئیس جمهور منتخب مان و حکومت را وادار کنیم که از ما صرف نظر نکنند. ما مردم هستیم، مردمی که دموکراسی را به حکومت تحمیل کردند و می کنند. ما هزینه های این رفتار سیاسی را پرداختیم و می پردازیم. ما پیروز شدیم، چون اگرچه بسیاری از عزیزترین و بیگناه ترین مردمان مان کشته شدند و به زندان رفتند، اما این ما نبودیم و نیستیم که خشونت را ایجاد کردیم. ما شیشه ای نشکستیم و خانه ای آتش نزدیم، ما بر سر بامی نجستیم و ما چماق به دست نگرفتیم. ما میلیونها تن بودیم، با دل های پر از میل به آزادی و دهان های بسته. تلاش آنان برای تبدیل مردمی خشمگین به شورشگرانی که می توان سرکوب شان کرد عقیم ماند. ما همچنان با هوشمندی و درایت راههای مبارزه غیرخشونت آمیز را پیدا می کنیم و تا آخر پیروز می شویم. ما سبزها پیروزیم، چون توانستیم حتی رقبای انتخاباتی و مخالفان تحریم کننده را نیز به صف خود بکشانیم و تمام دوستانی که همدیگر را در مجادلات سیاسی و در فضای یاس آلود پیش از خرداد 88 گم کرده بودند، دوباره به هم پیوستند و در هر جایی که ایرانیان زندگی می کنند اتحاد و همدلی را ساختیم، این همدلی را هیچ کس نمی تواند از ما بگیرد. ما سبزها پیروز شدیم، چون توانستیم حتی در دل کسانی که دشمنانه به ما نگاه می کردند این احساس را ایجاد کنیم که ما مردمانی صلح طلب هستیم که فقط حق مان را می خواهیم. ما نه انقلاب می خواهیم، نه خواهان دشمنی با کسی هستیم. حالا دیگر حتی کسانی که ده روز قبل به احمدی نژاد رای داده بودند، در کنار ما هستند و قدرت طلبان خشونت طلب جز مزدورانی که با گرفتن دستمزد روزانه مردم را کتک می زنند و می کشند هیچ کسی را ندارند. ما سبزها جهان را تسخیر کردیم. ما در همه شبکه های تلویزیونی و روی جلد همه مجله ها و در همه پارلمانها و در همه شهرها حضور جدی داریم، ما پیروز شدیم، چون هرچه کردند و می کنند که از ما انقلابیونی شورشگر بسازند نمی توانند. ما مردمانی هوشمندیم که زیر سیطره مردمانی زورگو زندگی می کنیم، هوش و دانایی ما به ما راههای نجات را نشان می دهد، ما جنبش سبز را ادامه می دهیم، زورگویان را خسته می کنیم و شهر سبزمان را از آنان پس می گیریم، ما ایران را سبز و زیبا می خواهیم. ایران سرزمین ماست، ما مردمی متحدیم، ما مردمانی بی شماریم، ما رهبرانی قابل اعتماد داریم، ما می دانیم چه می خواهیم و با وجود دشواری راه، می دانیم که فردا سبز ترین روز خداست. (ابراهیم نبوی) **************************************************** تو کف بیانیه بی نظیر آیت الله منتظری بودم ( اول پست قبلی گذاشتم بخشهایی رو) که این مطلب...!!! حرف ندارد!!! همین رو میتونم بگم فقط!! ***************************************** تولد یکی از بهترین دوستهای منه!! دوست که نه... داداش!!! کسی که حتی تو گوشیم هم به این اسم شماره اش رو دارم!!! که خیلی خیلی عزیزه برای من!!! خیلی!! خودش هم میدونه!!! ۱۰۰بار گفتم بهش اینو!!! کسی که خیلی لطف داشته و داره بهم!! کسی که من عزیزترین کس زندگیم، عشقم، امیرم رو مدیون اونم!!! داداش قاسم جونم!!! تولدت مبارک!!! دعا میکنم هرچیزی که میخوای خدا بده بهت!!! خیلی گلی!!! قدر خودت رو بدون! نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388 توسط ღ♥ღ مژي ღ♥ღ | لينك ثابت | بیانیه آیت آلله منتظری بی نظیر بود!! بی نظیر!!
بخشهایی از این بیانیه: سلام و تحيت به پيشگاه شما مردم غيور و فداکار، که يک بار ديگر همچون گذشته های پر افتخارتان در صحنه سياسی و اجتماعی کشور، رشادت و بلوغ فکری خويش را به اثبات رسانديد و برای احقاق حقوق از دست رفته خود، صبورانه سختی ها را تحمل نموديد; ولی مسئولين امور با آن که به يقين میدانند که همه منصب و مقامشان ثمره جانفشانی ها و از خود گذشتگی های شما ملت عزيز و بزرگوار است ، با کمال تأسف در برابر خواسته به حق شما مردم عزيز روشهايی اتخاذ نموده و به اعمالی دست زدند که در باور هيچ انسان منصفی نمی گنجد. در کشور و نظامی که به اسلاميت و شيعه بودن خويش میبالد چگونه در منظر و مرآی جهانيان و پس از گذشت فقط سی سال از پيروزی انقلاب و در حالی که هنوز توده های مردم صحنه های پايانی رژيم گذشته را به ياد دارند، تهران و برخی شهرهای بزرگ ديگر را به يک پادگان بزرگ تبديل کرده اند و با سياستهای غلط خود برادران نظامی و انتظامی را در مقابل مردم قرار داده اند و با راه انداختن مأموران لباس شخصی که خاطره چماقداران شاه را در اذهان تداعی میکند، ناجوانمردانه به جان جوانان و مردان و زنان اين مرز و بوم تاخته و آنها را به خاک و خون میکشند. با انحصاری نمودن تمامی امکانات رسانه ای و تبليغاتی ، روشنفکران و فرهيختگان و دانشجويان که همگی چشم و چراغ و فرزندان اين ملت اند را وابسته به اجانب میخوانند و هر روز به بهانه ای واهی آنها را دستگير و زندانی مینمايند. اينان سرمايه های اين مملکت اند. چرا آمار فرار مغزها از کشور تا اين ميزان بالاست ؟ به مسئولين و سردمداران حکومتی سفارش میکنم که با برخوردهای تند و غير عقلايی بيش از اين موجب بی اعتمادی ملت به آنان و جدايی مردم از نظام نگردند; و با دست برداشتن از لجاجت و اظهارات و عقايد اشتباه و تنگ نظری ، بين خود و مردم تفرقه ايجاد نکنند; و نسبت به اشتباهات انجام شده از مردم عذرخواهی نمايند; و با تشکيل هیأتی بی طرف و دارای اختيارات تام ، انتخابات اخير را به سرانجامی قابل قبول برسانند; و باور داشته باشند که مقامات دنيوی پايدار نبوده و ارزشی ندارد و آيه شريفه ( تلک الايام نداولها بين الناس ) را آويزه گوش کنند. اگر مردم شريف امروز خواسته های به حق خود را در اجتماعات آرام مطرح نکنند و مظلومانه سرکوب شوند، عقده هايی شکل خواهد گرفت که ممکن است بنيان هر حکومتی را هر چند مقتدر باشد برکند. من جواب کامنت دوستان رو ندادم چون آیت الله منتظری به خوبی محض جواب آنها رو دادند!!! واقعا عالی!! عالی!! همینو میتونم بگم فقط!! جواب تمام حرفهای غیرمنطقی رو!! البته احتمالا الان دوستان کل یوم ایشون رو هم تکذیب میکنند!! که چندان بعید نیست! عکسی از شهدای عزیزمون که حتی اجازه برگزاری مراسم ختم و حتی خواندن نماز میت بر جنازه های پاکشان داده نشد!!! خدا هم شده اند جدیدا آخه!!! واسشون فاتحه بخونین لطفا!! گرچه اونها باید دست ما رو بگیرن!! ایرانمون یادتون نره!! دعا!
***************************************** به جای اینکه آخر مطلب بذارم این ویرایش رو اول گذاشتم که همه ببینن!! بیانیه هشتم میرحسین!!!!لذت می برم!!! که چقدر خوب میشناسه اینها رو سید بزرگوار!! دقیقا جواب امثال کیا و ستاره ستایش رو داده!!! دقیقا!! دروود بر شرف مهندس میرحسین موسوی!! همین! ***************************************** پ.ن۱: آن خس و خاشاک تویی پست تر از خاک تویی نور منم شور منم عاشق رنجور منم زور تویی کور تویی هاله بی نور تویی دلیر بی باک منم عاشق این خاک منم
پ.ن۲:هزار بار ما را سوخت حریق حادثه تا مرز خاکستر ولی... ما نسل سیمرغیم که از خاکسترش هم می گشاید پر...!!
پ.ن۳:بغض ما و ظلم و ظلمت ماندنی نبوده و نیست!! تا شکفتن، تا رسیدن یک قدم، یک لحظه باقیست!
پ.ن۴: شب قبل برای انجام فریضه رفتیم پشت بام!!! چندبار که با خس و خاشاک های همسایه فرياد زديم، ديديم صداهايي از خيابان ميآيد!! به صورت كاملا غير محسوس خم شديم و ديديم كه گاردهاي ضد شورش و لباس شخصيهايي كه در سر هر كوچه و خيابان فرعي، خيابان ما حضور دارند مشغول "الله اكبر" گفتن ميباشند بيزحمت! ما هم با "هو" كردن هماهنگ و با فريادهاي ميرحسين خود راه را ادامه داديم!! هي دلمان ميخواست زبان دراري كنيم و بگوييم اگر مرد هستيد حالا بگوييد!! خانواده مانع شدند ليكن!
پ.ن۷: روشن از ایمان به طلوعی غریب چوبه ی اعدام چراغان کنیم دل چو به پیمان خدا داده ایم سر گرو حرمت پیمان کنیم تا تو بدانی که چه ما می کنیم هرچه تو گفتی نکنید ، آن کنیم!
پ.ن۸: با رويش ناگزير جوانه چه ميكنيد؟؟!!
پ.ن۹: یک مطلب جالب!! اگر ما این همه منافق در جمعیت داریم که قتل مردم همه به عهده اونهاست و حتی طبق نظر صدا و سیمای ضرغامی کشتن "ندا" هم توسط آنها به انجام رسیده پس وزارت اطلاعات ما کلا تعطیل می باشد!!! وزیر اطلاعات ما، حاج آقا محسنی اژه ای چیکار می کنند؟؟
پ.ن۱۰: http://twitpic.com/photos/madyar این عکسها رو حتما ببینید!! واقعا جالبه!! عکس تخریب اموال عمومی به دست خود گاردهای ضد شورش!! و همچنین عکسهایی از "ندا" نازنین و بقیه شهدای عزیزمان!
نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388 توسط ღ♥ღ مژي ღ♥ღ | لينك ثابت | آپ نمیکنم فقط هر روز پ.ن جدید میذارم آخر مطلب!!
******************************************* من نه خسته می شوم و نه کم می آورم!من... من فقط حقم را می خواهم! رایم را می خواهم!!من نه مزدور آمریکا هستم! نه دست نشانده انگلیس و اسرائیل و روسیه! من یک ایرانی هستم! یک وطن پرست محض!من جز همان مردمی هستم که تا چند روز پیش حماسه ساز می نامیدید! من همانی هستم که آن حماسه حضور را رقم زدم! من نه خس هستم و نه خاشاک! آن خس و خاشاک تویی پست تر از خاک تویی نور منم شور منم عاشق رنجور منم زور تویی کور تویی هاله بی نور تویی دلیر بی باک منم عاشق این خاک منم من می ایستم! تا آخرین نفس! نه برای سید سبز بزرگوارم که دیروز دلم لرزید از رخ به رخ دیدنش در میدان توپخانه و در بین آن همه جمعیت! که برای خودم و رایم و حقم! من می ایستم به احترام خون ۵شهید حمله وحشیانه به کوی دانشگاه و ده ها کشته دیگر این روزهای تهران و اصفهان و تبریز! هزار بار ما را سوخت حریق حادثه تا مرز خاکستر ولی... ما نسل سیمرغیم که از خاکسترش هم می گشاید پر...!! ********************************************** بازیکنان تیم ملی من! مرسی بابت آن همه شجاعت! مرسی بابت مچ بندهایی که اوج همدلی و حمایت از خواست مردم و رای خودتان بود! مرسی! آقا سپهر!! سر طلایی سرخ من! حیدری گل! (ببین چقدر تعریف کردم!!) تولدت مبارک! دیدی یادم موند؟ وقتی گفتم می مونی؟ و گفتی: چیه؟ دوست داری برم... چی بگم؟ هان؟ توام میری مس؟ آرره؟ فقط خدا میدونه چقدر از این تیم متنفرم من!! اگر رفتی هم... خدا به همراهت!! ۲۹امین ۲۹خردادت مبارک! ********************************************* پ ن:خدا نگذره از اونهایی که امروز شنبه، دسته دسته جوونهای مثل دسته گلمون رو جلوی چشم خودم به خون کشیدند!! خدا؟؟ کجایی؟ هان؟ کجایی؟ دیدی؟ دیدی چی کار کردن باهامون امروز؟جوون هامون تو خونشون افتادن!! تهران امروز سرخ شد!! تمام اون لباس شخصی ها... به خاطر جوونهایی که حتی مسلح هم نبودن مثل چی سپاهی و لباس شخصی با لباس ضدگلوله ریختن... خدا؟؟ اگر هستی... اگر جای حقی نشون بده خودت رو به ما!! کمکون کن خدا... ما ایرانمون رو میخوایم! همین فقط! با حس انتقام زنده ام! پ.ن۱: تمام شدی برای من! هیچوقت حتی تصور رسیدن چنین روزی را هم نداشتم اما... رسید!! امروز تمام پوسترهایت را از دیوار برداشتم و عکسهایت را از گوشی پاک کردم...من! منی که به خاطر تو رو در روی کس و ناکس ایستادم و حرف شنیدم... تا آخر عمر این جمله ات در گوشم زنگ خواهد خورد: " قبل بازی عده ای عامل نفوذی آمدند و یک هوار پارچه سبز به دست بازیکنان بستند!" نه تنها تمام شدی برایم بلکه هرگز تو را نمی بخشم! من کشورم را به هیچکس نخواهم فروخت آقای قطبی!! خداحافظ امپراتور رویاهای من! پ.ن۲:آدرس جدید سایت رسمی میرحسین موسوی: پ.ن۳: خیلی جالبه برام! تمام بچه های بقیه شهرهای ایران که به طور معمول به خاطر تهرانی بودنمون میخوان بزنن ما رو حالا کجا تشریف دارن؟؟ هان؟؟ چرا ساکت نشستن؟؟ سری از تاسف تکون میدن؟! خسته نشن یک وقت؟! همون بچه سوسول های تهرانی سینه شون رو سپر گلوله کردن این روزها!! نمیدونم فیلم به شهادت رسیدن "ندا"، خون بالا آوردن و جون دادنشون رو دیدین یا نه...؟! متاسفم واستون! پ.ن۴:دقت کردین فوتبالهای اخیر رو فقط مزدک میرزایی گزارش میکنه؟؟! عادل و خیابانی ممنوع التصویر شدند!! عادل به خاطرات مشکلاتی که قبل از انتخابات در برنامه محبوبش داشت و همچنین امضای لیست ۱۳۰ استاد مستعفی معترض به وقایع اخیر! و خیابانی به علت حضور در راهپیمایی ها همپای مردم!! البته خودشون هم اعلا کردن که مایل به همکاری با این صدا و سیما نیستند!! دمشون سبز!! پ.ن۵: مصاحبه با نامزد ندا آقا سلطان( دختر ایرانی شهید که با اون وضع فجیع به جرم وطن پرستی کشته شد): http://jun10.yourclicksearch.com/index.php?url=5qysRam%2FZRPURW6hjmYgdLQsp%2FSP2M9hkVqVZFQc29cfCTmnU56ttoEk%2BaJQm8dTF9RTzIfHrkyFc9OqRF%2BfNRv1V4qdnmWL
نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 توسط ღ♥ღ مژي ღ♥ღ | لينك ثابت | تمام شد!!!
به همین راحتی!!! به همین راحتی این حجم عظیم از مردم نادیده گرفته شدند و تنها ساعاتی پس از اتمام رای گیری سایت ایپنا اعلام کرد که احمدی نژاد با حداکثر آرا ۴سال دیگر بر مسند قدرت باقی مانده است! و در ساعت سه نیمه شب سایت رجا نیوز میزان رای او (۲۴میلیون) را نیز اعلام کرد!! این در حالی بود که طبق خبرهایی که مستقیما از ستاد انتخاباتی پخش می شد تا آن زمان ۲۰میلیون رای هم شمارش نشده بود! به همین راحتی خیل عظیمان مخالفان به ریاست رسیدن دوباره احمدی نژاد کنار زده شدند! و به همین راحتی و البت خیلی راحت تر از این... تقلب شد!! همگان می دانستند که جمعیت ترک زبانان کشور بسیار بسیار بیشتر از میلیونها نفر سبزپوش تهرانی حامی موسوی بودند. باور می کنند این حجم از بی شرمی و وقاحت را؟؟ که اعلام کنند رای استانهای شمال غربی ایران ٪۸۰ به ٪۲۰ به نفع احمدی نژاد بوده؟؟ به آسانی همانطور که از دیروز تمامی پیامکها را قطع کرده بودند تا مبادا مردم خبررسانی خاصی داشته باشند، تمامی خطوط همراه افراد اصلی هسته ستادهای میرحسین نیز قطع شد و سایتهای مرتبط نیز فیلتر شد تا به خیال خود جلوی درز سریع خبر را بگیرند! اینجا ایران است!! جایی شبیه هیچ جای دیگر در این دنیا!!! جایی که از شور و شوق مردم به نفع خود سواستفاده می کنند!!! جایی که به راحتی هرچه تمامتر مردم به هیچ انگاشته می شوند! و رایشان تنها برای اثبات حقانیت پوشالی سران به کار می رود! که ببینید!! اینها همه پشت ما هستند!!! درحالیکه مردم رفته بودند تا با رای سبز خود ثابت کنند... تبریک آقای احمدی نژاد!! پیروزی پر از نیرنگ و ریا تبریک!!! راستی شما که خودتان حدیث می سازید از قول امام علی (ع) و نقل هم می کنید (مانند شب مناظره با موسوی) این فراز از نهج البلاغه را شنیده اید که مولا فرموده اند:"کسی که با دروغ و ریا و تهمت به پیروز شود در حقیقت مغلوب است"؟نشنیده اید؟ خدایا؟؟ خودت به داد دل این مردم برس و حق ما را بگیر!! خودت کاری کن! *********************************************** پ.ن: من این مطلب رو ساعت ۱۰:۳۵صبح نوشتم!! همین الان نتیجه نهایی اعلام شد! و آقای مثلا دکتر با ۲۴میلیون رای رئیس جمهور شد... جالب نیست؟؟!!! خدا به داد ایران و ایرانی برسد! پ.ن۲: درود بر شرافت تمام مردم ایران! خصوصا شیرمردها و شیرزنهای تهران!! دررود بر شرافت همه!! ما فقط حقمان را می خواهیم! همین! پ.ن۳: خيلي... چي بگم خدا؟؟ هان؟ حتي نميخواي به خاطر يك برد فوتبال، يك صعود به جام جهاني واسه چند ساعت هم كه شده دل اين مردم خوش باشه... واسه تو كه كاري نداشت... چه جوري دلت اومد اون نگاههاي امپراتور رو... چه جوري دلت اومد بشكني دلش رو؟؟ خيلي نامردي خدا...
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 توسط ღ♥ღ مژي ღ♥ღ | لينك ثابت | سبز ما ياد خدا در قلب ماست سبز رمز ياحسين و كربلاست سبز يعني عشق، اسلام و حسين سبز يعني يك حسين تا ميرحسين
آقاي موسوي! انگار الان و اينجا بايد حمايت كنم از شما! كه اگر تا همين دو،سه هفته پيش مخالف بودم و ايستادگي كردم در برابرتان حالا... حالا انقدر برايم ارزش داريد كه حرص بخورم و اعصاب بهم بريزم و بغض كنم از بيشرميهاي يك بيشرم در حق شما! دليلم قانع كننده است براي خودم! من در اتاقي بزرگ شدم، درس خواندم، خوابيدم و بيشتر ساعاتم را گذراندم كه عكس بزرگترين حامي شما بر ديوارش بود. در دورهي دوم انتخابات پا به پاي خواهرم راه رفتم و حرف زدم و كاغذ تبليغاتي پخش كردم براي آقاي دكتر خاتمي! و حالا ذوق ميكنم!! به عرش ميروم وقتي از يك طرفدار همان مرد بيشرم كه دست كمي از خودش ندارند ميشنوم كه: خاتمي شماها را پررو كرده!! به قول يكي كه از فرط شور و هيجان اين روزها نامش يادم نيست آن سالها كسي را پيدا نميكرديد كه خواب باشد. همه بيدار بودند! روزها و شبهاي آفتابي نافرمي بود! آسمان اين شكلي نبود! آبي متمايل به بنفش... نه!نه! متمايل به شكلاتي يا نسكافهاي يا قهوهاي يا عسلي! درست رنگ عباي سيد هميشه خندان! خورشيد همان جايي كه ما ايستاده بوديم، ايستاده بود! همه جا غرق نور و شادي و خنده بود! مير حسين بزرگوار! حمايتتان ميكنم! بيصبرانه منتظرم تا 22خرداد بيايد و من... من حتي در صف بايستم! چون نميخواهم 4سال ديگر درد تحقير و بدبختي را با بند بند وجودم حس كنم! ميخواهم مثل تمام آن 8سال سرم را بالا بگيرم و به ايراني بودنم افتخار كنم! ميخواهم باز هم سران كاخ اليزه فقط براي رئيس جمهور كشور من! ايران من! از پلهها پايين بيايند! من سبز ميپوشم نه براي تظاهر و ادا! براي اينكه سهيم باشم در شور آزادي و لبخند اين روزها! براي اينكه ثابت كنم از دروغ و ريا و سفسطهكاري بيزارم! من از مردي حمايت ميكنم كه اگر "چيز" ميگويد اما دروغ نميگويد! تهمت نميزند! وطن نميفروشد! و براي رسيدن به قدرت ناموس گرو نميگيرد! آقاي موسوي؟! دعايتان ميكنيم! من و همه! مولا پشت پسرش باشد...
***************************************** بايد كه غم از چشمها بشه دور لبريز بشه دل از شادي و شور بايد بدمد تو قلب همه خورشيد اميد با جشن و سرور ايران من؟ شنبه تمام انرژي مثبتي كه در وجودم هست را برايت ميفرستم! تمام دعاهايي كه از كودكي در گوشم خواندهاند را نيز! و خدا را به جان تمامي عزيزانش و مقربان درگاهش سوگند ميدهم كه به ساق پاي مردان كشورم تواني دو چندان بدهد. ميدانم كه ميتواني!! ايران خود خودم؟!! مراقب دل امپراتورت باش! مبادا دلش را بشكني! من فقط سفر به آفريقاي جنوبي را ميخواهم! منتظرم... نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388 توسط ღ♥ღ مژي ღ♥ღ | لينك ثابت | عناوين مطالب
اطلاعیه 18تیر رویایی!! تولد تا دعا... روز مرد...!! بهترین 10تیر دنیا! پیروزی موج سبز! "الله اكبر" هموطن شهیدم! رای تو پس میگیرم! خدا!!! به داد ما برس!!! صد واقعه چون دوم خرداد بسازیم! غم در غم بابازرگ من... خداحافظ!! از پشت درهای آزادی تا بغض برای امپراتور!! عذرخواهی نامه!!! صبر داشته باش پرسپولیسم! |